درباره
سهیل[54]

توضیحاتی درباره مسائل نظامی
ویرایش

مطالب پیشین
آرشیو مطالب

ویرایش

لوگوی دوستان
امکانات دیگر

اتحاد جماهیر شوروی به علت داشتن نظام کمونیستی و فقدان سرمایه گذاری خصوصی (که باعث بالا انگیزه در طراحی و ساخت محصولات جدید میشود ) در بسیاری از موارد به داشتن سلاح های کهنه و گاها از رده خارج اکتفا مینمود. در برخی موارد نیز کمبود بودجه دولتی باعث از بین رفتن پروژه های خلاقانه دانشمندان شوروی میشد. ولی در این میان گاها نیز موارد جالب و منحصر به فردی دیده میشد. یکی از این موارد رولور بی صدای OTs-38 است که علاوه بر داشتن ظاهری مدرن و کیفیت ساخت عالی دارای جلوه های منحصر بفردی است که در هیچ رولور دیگری یافت نمیشد. بدنه و شکل کلی سلاح به رولورهای اسمیت وسون J Frame شباهت دارد، یک لوله کوتاه، توپی 5 تایی... ولی اولین نکته ای که جلب توجه میکند نحوه باز شدن توپی آن است. لولای توپی به قسمت جلوی بدنه وصل شده است و توپی در هنگام خارج شدن به سمت جلو و راست بیرون می اید.

در حالی که تقریبا توپی تمام رولورها به سمت چپ و پایین باز میشود. طراحی توپی به این شکل باعث میشود تا فاصله بین توپی و لوله سلاح به حداقل برسد. برای خارج کردن توپی باید ضامن آن را که در سمت چپ سلاح قرار گرفته فشار دهید. وقتی توپی بیرون می آید یک Ejector بصورت خودکار پوکه ها را به بیرون پرتاب میکند. از آنجاییکه فشنگ های این سلاح از نوع بدون لبه هستند لذا توسط یک تسمه فلزی به هم متصل میشوند تا پر کردن توپی و خارج کردن تسمه ها به آسانی انجام شود. نکته دیگر این است که چخماق بر خلاف تمامی رولورهای دنیا به چاشنی گلوله فوقانی در توپی ضربه نمیزند بلکه این گلوله پایینی در توپی است که ضربه به آن زده میشود.

دلیل این شیوه منحصر بفرد در طذاحی پایین آمدن مرکز ثقل سلاح و کاهش لگد در هنگام تیر اندازی است. اگر از نمای جانبی به سلاح نگاه کنید متوجه این نکته نخواهید شد که لوله بالایی تنها یک محفظه خالی است که سایت نشنه روی لیزری در آن قرار گرفته و لوله اصلی سلاح در واقع لوله پایینی است.!!!

ماشه سلاح از نوع دو مرحله ای بوده و ضامن آن در بالای قبضه و در هر طرف قرار گرفته است. رولور  OTs-38 قبل از فروپاشی شوروی و توسط آقای Stechkin در مرکز تحقیقات سلاح های پیشرفته ارتش سرخ طراحی شده بود ولی ساخت این رولور در آن زمان مورد تاید قرار نگرفته بود. امروز کارخانه TSKIBSOO تعداد محدودی از این رولور را در خط تولید خود دارد که تمامی آن ها در اختیار نیروهای امنیتی و پلیس مخفی روسیه قرار دارد. رولور  OTs-38 فاقد هرگونه صدا خفه کن است ولی موقع شلیک هیچ صدا و شعله ای تولید نمیکند که دلیل این امر استفاده از مهمات مخصوص SP-4 است.

 





      

سرلشگر صفوی تشریح کرد :

جزئیات پرتاب هزار موشک به پایگاه‌های منافقین

جام جم آنلاین: دستیار و مشاورفرمانده کل قوا در امور نظامی با اشاره به جزئیات پرتاب هزار موشک به پایگاههای منافقین در سال 78 از سوی سپاه پاسداران گفت: این اقدام پیرو به شهادت رساندن شهید صیاد شیرازی بدست منافقین صورت گرفت.



به گزارش مهر، سردار سرلشگر سید یحیی رحیم صفوی دستیار و مشاور رهبر معظم انقلاب در امور نیروهای مسلح در حاشیه مراسم بزرگداشت شهید صیاد شیرازی در جمع خبرنگاران اظهار داشت: او فرماندهی مومن، شجاع و خردمند بود . ایمان او چه قبل از انقلاب و زمانی که برای آموزش هواشناسی بالستیک به آمریکا اعزام شد و چه بعد از انقلاب و در 8 سال دفاع مقدس به همان شکل بود و اعتقادات مذهبی او هیچ تفاوتی در این دو زمان پیدا نکرد.
وی با بیان اینکه از زمانی که شهید صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش شد باعث هماهنگی بین سپاه و ارتش گردید، افزود: او با استعداد و توانی که داشت نیروی زمینی ارتش را ساماندهی و تجهیز کرد و با فرماندهی و اقتدار خود توان مدیریتی اش را در زمینه مدیریت جنگ به اثبات رساند.
سردار صفوی تصریح کرد: شهید صیاد شیرازی دربعد نظامی یک فرمانده دانشمند و در طرح ریزی عملیات بسیار توانمند بود و فرماندهان لشگرها را با اصول جنگ آشنا کرد.
وی شهید صیاد شیرازی را فرماندهی پیرو خط امام دانست و گفت: زمانی که بنی صدر دو درجه ترفیع به او داد و شهید صیاد شیرازی را به عنوان فرمانده قرارگاه شمال شرق منصوب کرد بعد از اینکه دید او پیرو خط امام است، درجه و مسئولیت های واگذار شده به او را از این شهید بزرگوار گرفت.
فرمانده سابق کل سپاه پاسداران با اشاره به عملیاتی که سپاه پس از به شهادت رساندن شهید صیاد شیرازی بدست منافقین انجام شد، یادآوری کرد که قطعا دستور به شهادت رساندن شهید صیاد شیرازی از یک رده بالاتر به منافقین داده شده بود. تحلیل من این است که صدام این دستور را به منافقین داده بود.
وی اضافه کرد: سپاه پاسداران پس از مقصر شناختن منافقین به وسیله یک هزار موشک از ساعت 4 تا 8 صبح در سال 78 تمامی پایگاههای منافقین را در عراق منهدم کرد و جالب اینجا بود که عراقی ها نیز در قبال این اقدام سکوت کردند و تنها گفتند که این میزان موشکی که به پایگاههای منافقین زده شد در دوران جنگ وارد خاک عراق نشده بود.
سردار صفوی در پایان خاطر نشان کرد: قطعا شهید صیاد شیرازی می تواند الگوی مناسبی برای افسران امروز و فردای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران باشد.
+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=+=

به روایت فارس :
سرلشکر صفوی برای اولین بار و پس از شهادت صیاد شیرازی مطرح کرد:
عملیات تلافی‌جویانه سپاه با شلیک هزار موشک و گلوله توپ به پایگاه منافقین در عراق
خبرگزاری فارس: فرمانده سابق کل سپاه با بیان اینکه دستور ترور شهید صیاد شیرازی از جانب صدام به منافقین داده شد، گفت: سپاه پاسداران در همان سال اول شهادت صیاد شیرازی با طرح‌ریزی عملیاتی، بیش از هزار گلوله توپ و موشک به مقرهای منافقین در خاک عراق شلیک کرد.

به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس سردار لشکر سید یحیی صفوی دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا صبح امروز در حاشیه مراسم یازدهمین سالگرد شهید صیاد شیرازی با ذکر خاطرات و پرداختن به ویژگی‌های این شهید بزرگوار، انتصابات دقیق از میان بهترین فرماندهان را از جمله خصوصیات صیاد شیرازی عنوان کرد و افزود: صیاد شیرازی در زمان جنگ توانست به خوبی نیروی زمینی را که بزرگترین و موثرترین نیروی ارتش در جنگ تحمیلی بود فرماندهی کند.
صفوی، صیاد شیرازی را نماد هماهنگی میان سپاه و ارتش دانست و گفت: این شهید بزرگوار همکاری خوبی با سپاه و بسیج داشت و نوع رفتار و اعتقادات وی حاکی از یک روحیه مردمداری و بسیجی بود.
وی تصریح کرد: بدون شک دستور به شهادت رساندن صیاد شیرازی از یک رده بالاتر به منافقین داده شد و شخص صدام این دستور را به منافقین داد تا شهید صیاد شیرازی را به شهادت برسانند.
فرمانده سابق کل سپاه ادامه داد: سپاه پاسداران در همان سال اول شهادت صیاد شیرازی طی یک طرح عملیاتی از ساعت 4 تا 8 صبح تمام مقرهای منافقین از پادگان اشرف گرفته تا العماره را با شلیک بیش از هزار موشک و گلوله توپ‌خانه برد بلند، منهدم و تلفات سنگینی را به آنها وارد کرد.
صفوی خاطرنشان کرد: به دنبال این عملیات بود که عراق هیچ واکنشی از خود نشان نداد و تنها به گله مختصری بسنده کرد.
وی در پایان صیاد شیرازی را الگوی فرمانده‌ای مومن و شجاع برای افسران و کارکنان نیروهای مسلح کشور عنوان کرد.





      

ناوچه استرگوشچی. (type20380)



طرح ناوچه استرگوشچی در سال 2001 در کشتی سازی سورنایا در روسیه برای جوابگوییبه نیاز نیروی دریایی روسیه به شناورهای پیشرفته وهمچنین پنهانکار با تکنولوژی روز بود.
اولین ناوچه در سال 2006 به اب انداخته شد و بعد از ازمایشات در سال 2007 به نیرویدریایی روسیه پیوست.
این ناوچه از مدرنترین تکنولوژیهای تسلیحاتی روسیه برای اهداف دفاعی مخصوصا اهدافضد زیردریایی هست.



تسلیحات این ناوچه عبارتند از:
8 قبضه موشک انداز عمودی برای موشکهای یاخونت.
یک قبضه موشک انداز  برای شلیک موشکهای ضد زیردریایی مدودکا.
یک قبضه توپ 100 میلیمتری a-190 .
دو سیستم دفاع ضد هوایی و ضد موشک خاشتان.
چهار قبضه اژدر افکن 400 میلیمتری.
چهار قبضه مسلسل 14.5 میلیمتری.
نمونه دریاپایه S300 برای دفع حملات هوایی دوربرد.



وزن خالص ناو........... 1900 تن
طول..................... 93 متر
عرض................... 13 متر
ابخور................... 8 متر
سرعت................ 27 گره دریایی
برد..................... 4000 مایل
خدمه................. 120 نفر
هلیکوپتر.............. یک فروند کاموف-27





      

واحدهای عملیات ویژه
نیروی زمینی ارتش ایالات متحده


در سرتاسر تاریخچه ی جنگها و نبردها هرجا که هدف فرماندهان و طراحان جنگ شناسایی دقیق مواضع دشمن و برهم زدن نظم نیروهای دشمن و آزار رساندن به آن ها با اتکا به تاکتیکهایی همچون عملیات جنگ و گریز، خرابکاری و حملات ضربتی بوده است، نیروهای عملیات ویژه مهمترین نقش را ایفا کرده اند. بر خلاف تصور عمومی نیروهای عملیات ویژه با واحدهای کماندویی نیروهای منظم متفاوت میباشند. این نیروها علاوه بر گذراندن دورهای تخصصی طاقت فرسای رزمی، دوره های پیچیده روانشناسی، جامعه شناسی و زبان شناسی را میگذرانند. بنابراین هرکدام از این نیروها علاوه بر تخصصهای نظامی (همچون مواد منفجره، تک تیرانداز...) به فرهنگ و زبان محاوره ای منطقه ی عملیات آشنا هستند از این قادرند هفته ها و یا ماه ها در میان مردم ان منطقه زندگی کنند و ماموریت خود را به اتمام برساند. وظایف این نیروها بسیار گسترده و متنوع است.
عملیات شناسایی و خرابکاری، بدست آوردن اطلاعات حساس از داخل مراکز و تاسیسات دشمن و مبارزه با تروریسم از طریق شناسایی و انهدام سازمان تروریست ها جزو مهمترین وظایف نیروهای عملیات ویژه در قرن حاظر بحساب می آیند.
نیروهای عملیات ویژه ارتش آمریکا جزو با سابقه ترین نیروهای عملیات ویژه جهان بحساب می آیند و از تنوع بسیاری برخوردارند. کارایی فوق العاده این نیروها در عرصه نبرد آنها را به یکی از ارکان اصلی استراتژی نظامی آمریکا در صحنه ی جهانی تبدیل کرده است که نقش آنها در جنگ های اخیر و خصوصا نبرد افغانستان بسیار چشمگیر بوده است. نیروهای ویژه ارتش آمریکا  از 46000 سرباز برگزیده تشکیل شده است و بودجه این نیروها در سال بیش از چهار میلیارد دلار است که این رقم تقریبا دو درصد کل بودجه دفاعی ایالات را تشکیل میدهد. ساختار نظامی این نیروها از بدو تاسیس تا امروز یک روند تکاملی را طی نموده است که بارزترین آن ایجاد فرماندهی عملیات ویژه (SOCOM) پس از شکست عملیات نیروهای آمریکایی در طبس بوده است. این ارگان که بخشی از وزارت دفاع آمریکا بحاب می آید وظیفه ی هماهنگ نمودن واحدهای عملیات ویژه از قسمت های مختلف در یک عملیات مشترک را بر عهده دارد.
معروفترین نیروهای عملیات ویژه ی نیروی زمینی ارتش ایالات متحده آمریکا عبارتند از:
تکاوران نیروی زمینی معروف به رنجرها

Rangers



رنجرها با سابقه ترین و قدیمی ترین نیروهای عملیات ویژه ارتش آمریکا بحساب می آیند که هنگ انها موسوم به هنگ هفتاد و پنجم در فورت بنینگ ایالت جورجیا مستقر است. پرسنل این هنگ، بسیار آموزش دیده و انعطاف پذیرند و قادرند تا خود را به سرعت به مناطق عملیاتی برسانند. این نیروها سربازان سبک باری هستند و قادرند تا به کمک مهارت های ویژه خود در نبردهای متعارف، عملیات ویژه و جنگ های چریکی عمل نمایند. رنجرها برای انواع مختلفی از عملیات همچون درگیری مستقیم، عملیات هوایی، فرود در پشت خطوط دشمن، عملیات خرابکاری و کمین در خطوط دشمن آموزش دیده اند و قادرند تا به کمک تجهیزات متنوعی از هواپیما و بالگردهای ویژه گرفته تا ای تی وی و موتورهای عملیات ویژه خود را ظرف مدت 18 ساعت به هر نقطه ی جهان برسانند. از این لحاظ آنها را میتوان جزو بهترین نیروهای واکنش سریع جهان بحساب آورد.
پیدایش رنجرها به جنگ جهانی دوم بازمیگردد. در سال 1942 میلادی و طی جنگ جهانی دوم گردان رنجر بوجود آمد. این گردان سربازان خود را از نیروهای آمریکایی مستقر در ایرلند شمالی تامین میکرد. این سربازان پس از انتخاب شدن در اسکاتلند و تحت نظر کماندوهای انگلیسی آموزش دیدند. پس از تشکیل گردان یکم رنجرها، گردانهای سوم و چهارم نیز بوجود آمدند که در منطقه ی آفریقای شمالی و ایتالیا خدمت میکردند و فرمانده آن ها ویلیام داربی بود. اما در بیست و نهم ژانویه 1944 و طی نبرد سیسترنا اغلب پرسنل گردانهای یکم و سوم اسیر شدند و این گردانها عملا غیر فعال شدند. علاوه بر گردانهای یکم، سوم و چهارم، گردانهای دیگری همچون گردانهای دوم، پنجم و ششم رنجرها نیز تشکیل شده بود که در مناطق دیگر مشغول عملیات بودند. نیروهای گردان پنجم در سواحل نرماندی و خصوصا در سواحل اوماها پیاده شدند و گردانهای دوم نیز پیش از حمله نیروهای اصلی به سواحل نرماندی به مواضع توپخانه ای آلمانها در پوینت دوهاک حمله کردند. این نیروهای پس از عبور از صخره هایی به ارتفاع 50 متر، پنج توپ 155 میلیمتری سنگین آلمانها را منفجر کردند که این امر نقش قابل توجهی در کاهش تلفات نیروهای متفقین در سواحل یوتا و اوماها داشت. در بخش دیگری از جهان و در منطقه ی عملیاتی اقیانوس آرام نیز رنجرها مشغول عملیات بودند و سربازان گردان های ششم رنجر در عملیات های بیشماری همچون حمله به فیلیپین ایفای نقش کردند. پس از پایان جنگ جهانی دوم گردانهای رنجر منحل شدند ولی با آغاز جنگ کره دوباره فعالیت آنها از سر گرفته شد و بصورت دسته های مستقل وارد صحنه نبرد شدند. در جنگ کره رنجرها کانامه درخشانی از خود به جا گذاشتند. آنها در عملیاتی همچون گشتزنی، دیده بانی، تخریب راهای ارتباطی و پلها، حمله به مواضع دشمن و عملیات کمین شرکت میکردند. در یکی از موفقترین حملات رنجرهای دسته یکم موفق شدند تا طی یک حمله شبانه به مواضع نیروهای کمونیست کره شمالی به لشکر دوازدهم آنها ضربات سختی وارد کنند و بنابر برخی گزارشات آن را کاملا از بین ببرند. پس از ورود چین به عرصه ی نبرد نیز رنجرها و خصوصا رنجرهای دسته پنجم در دفع پنجمین مرحله ی عملیات نظامی نیروهای چینی نقش به سزایی ایفا کردند. لازم به ذکر است که دسته های رنجر پس از جنگ کره نیز مجددا منحل شدند.پس از آغاز جنگ ویتنام در سال 1969 میلادی مجددا رنجرها وارد صحنه ی نبرد شدند و اینبار در قالب هنگ هفتاد و پنجم پیاده ی تکاوران هوابرد ایفای نقش نمودند. در این جنگ نیز آنها به صورت دسته های مستقل وارد خطوط نبرد شدند و ماموریت هایی مشابه ماموریت های جنگ کره به آنها محول شد. آنها علاوه بر ماموریتهای متداول در عملیات های ویژه ای همچون آزاد سازی اسرا از طریق حمله به کمپ نگهداری آنها و نیز دستگیری و یا از بین بردن فرماندهان کلیدی در پشت خطوط دشمن شرکت میکردند.
پس از پایان جنگ هنگ هفتاد و پنجم رنجرها به حیات خود ادامه داد و تا امروز در عملیات بیشماری شرکت کرده اند  که اخرین آنها عملیات نظامی در عراق موسوم به عملیات آزادسازی عراق بوده است.
یگان عملیاتی یکم نیروهای ویژه معروف به نیروهای دلتا

Delta force



نیروهای دلتا را میتوان بهترین نیروی عملیات ویژه ارتش امریکا بحساب آورد. این نیروها بهترین سربازان ارتش آمریکا  و در اصل گلچینی از دیگر نیروهای عملیات ویژه ارتش هستند. وظیفه آنها انجام ماموریت هایی است که نیازمند واحدهای عملیاتی کوچک میباشد برای مثال میتوان به مبارزه با تروریسم، شناسایی نقاط حساس دشمن و دستگیری جنایتکاران جنگی اشاره نمود. نیروهای دلتا معمولا در ماموریتهای خود با هنگ هفتاد و پنجم رنجر و نیروهای هوابرد ابی خاکی نیروی دریایی معروف به تیم سیل (Seal Team) همکاری میکنند و عملیات را بصورت مرحله ای و مشترک اجرا میکنند. نیروهای دلتا در سال 1977 میلادی و توسط یک سرهنگ نیروهای مخصوص به نام چارلی بکویت بوجود آمد. در سال 1962 بکویت که در آن زمان یک گروهبان نیروهای مخصوص ( کلاه سبزها ) بود مامور شد تا طی یک برنامه مشترک یک سال را با گروه بیست و دوم سرویس هوایی ویژه انگلیس (SAS) بگذراند. وی طی ماموریت خود از تجربیات نیروهای انگلیسی استفاده نمود و به نقایص بسیاری در ساختار و روش انجام ماموریت های نیروهای عملیات ویژه ارتش آمریکا پی برد.
در آن زمان پرسنل نیروهای عملیات ویژه در آمریکا به صورت اجباری از دیگر نیروها تامین میشد  در حالیکه سرویس هوایی ویژه انگلیس پرسنل خود را از بین سربازان داوطلب دیگر واحدها انتخاب مینمود و این سربازان پس از گذراندن دوره های آموزشی و شرایط گزینشی بسیار سخت جذب این نیرو میشدند. این امر باعث شده بود تا سرویس هوایی ویژه از پرسنلی آموزش دیده و با انگیزه برخوردار شود. پس از بازگشت بکویت به آمریکا وی تلاش کرد تا تجربیاتش را به نیروهای مخصوص انتقال دهد ولی با مقاومت شدید و بدگمانی فرماندهانش روبرو شد. با اینحال وی همچنان از ساختار پنج نفره ی تیم خود در برابر ساختار تیمهای دوازده نفری نیروی مخصوص دفاع میکرد و انرا کارآمدتر میدانست. سرانجام در اواخر دهه ی 1970 میلادی و به علت حوادث تروریستی گسترده در جهان و از جمله قتل عام ورزشکاران رژیم صهیونیستی در المپیک مونیخ ارتش آمریکا تصمیم گرفت تا نیروهای زبده ارتش را جمع آوری کند و از آنها در برابر نیروهای انقلابی استفاده کند. بدین ترتیب علیرغم مخالفت نیروهای عملیات ویژه قدیمی تر مثل رنجر ها طرح بکویت که شامل تیمهای نیروی عملیات ویژه کوچک، بسیار آموزش دیده و داطلب میشد از طرف ارتش پذیرفته شد و بدین ترتیب نیروی دلتا بوجود آمد. این نیروها از بدو تاسیس در عملیات های بیشماری شرکت کرده اند. در جنگ های اخیر و خصوصا پس از جنگ بوسنی نقش نیروهای دلتا بسیار بارزتر شده است و این نیروها حساس ترین عملیات ارتش آمریکا را به انجام رسانده اند که از جمله انها دستگیری جنایتکاران جنگی یوگوسلاوی سابق، حمله نسبتا موفق به مقر ملاعمر رهبر طالبان، عملیات خرابکاری در خطوط مواصلاتی و مخابراتی نیروهای عراقی در سال 2003 در عراق بوده است.
مقر نیروهای دلتا در فورت براگ ایالت کارولینای شمالی واقع شده و هویت این نیروها کاملا سری میباشد. این نیروها علاوه بر گذراندن دوره های رزمی، کنترل جنگ، زبان و روانشناسی دوره های دیگری را نیز میگذرانند که اطلاعات زیادی در مورد آنها منتشر نشده است فقط آشکار شده است که این دوره ها جنبه اطلاعاتی دارند.
نیروهای مخصوص هوابرد معروف به کلاه سبزها

Green Berets



نیروهای مخصوص نیروی زمینی ارتش ایالات متحده که به کلاه سبزها مشهورند، واحدهایی از نیروی زمینی هستند که برای اجرای جنگ های غیر منظم و عملیات ضد تروریستی آموزش میبینند. این واحدهای کماندویی توسط ایرون بنک بوجود آمد که خود او جزو کماندوهای کلاه سبز ارتش آمریکا بود. پرسنل این نیروها از زبده ترین افراد ارتش انتخاب میشوند و پس از گذراندن دوره های اموزشی بسیار سخت جذب این نیروها میشوند. این نیروها قادرند تا در سخت ترین شرایط زنده بمانند و بجنگند. به آنان مارخور نیز میگویند چون آموزش دیده اند در صورت عدم وجود غذا، مارهای صحرا را شکار کرده و بخورند. نیروهای رزمی مخصوص از پنج گروه رزمی مستقیل تشکیل شده اند که هرکدام از این گروهها در یک منطقه خاص جهانی تمرکز دارند و پرسنل هر گروه با توجه به منطقه عملیاتی خود دوره های آموزشی پیچیده زبان محاوره ای و فرهنگ کشورهای هدف را پشت سر میگذرانند. این گروهها عبارتند از:
گروه رزمی یکم نیروی مخصوص: گروه یکم نیروی مخصوص از سه گردان تشکیل شده که گردان یکم در جزیره اوکیناوای ژاپن و گردانهای دوم و سوم در قرارگاه این نیروها در فورت لوییس ایالات واشنگتن مستقر هستند. گروه یکم نیروهای مخصوص مسئولیت انجام عملیات در منطقه اقیانوس آرام  و شرق آسیا را بر عهده دارد.
گروه رزمی سوم نیروی مخصوص: این گروه از نیروی مخصوص در قرارگاهشان در فورت براگ ایالت کارولینای شمالی استقرار دارند و مسئولیت انجام عملیات در سراسر قاره افریقا بجز منطقه شاخ افریقا بر عهده انهاست.
گروه رزمی پنجم نیروی مخصوص: این گروه از نیروهای مخصوص در قرارگاه خود در فورت کمبل ایالات کنتاکی مستقر است و مسئولیت انجام عملیات در خاورمیانه، خلیج فارس، آسیای میانه و شاخ افریقا را بعهده دارد.
گروه رزمی هفتم نیروی مخصوص: این گروه در قرارگاهشان در فورت براگ ایالت کارولینای شمالی مستقر هستند و مسئولیت انجام عملیات در آمریکای مرکزی، آمریکای لاتین و حوزه ی کارائییب را بعهده دارند.
گروه رزمی دهم نیروی مخصوص: این گروه ار نیروهای مخصوص از سه گردان تشکیل شده که گردان یکم در نزدیکی شهر اشتوتگارت آلمان و گردانهای دوم و سوم در فورت کارسون ایالت کلرادو مستقر هستند. گروه دهم مسئولیت انجام عملیات در اروپا و خصوصا اروپای مرکزی، اروپای شرقی، منطقه ی بالکان،ترکیه،اسرائیل و لبنان را بعهده دارد.
گروههای رزمی نوزدهم و بیستم نیروی مخصوص: این گروه جزو گارد ملی حفاظت برای ماموریت های ویژه بحساب می آیند.نیروی مخصوص در نهم ژوئن سال 1952 میلادی تشکیل شد و از انروز تاکنون در عملیات بیشماری شرکت کرده اند که غالب آنها با موفقیت به پایان رسیده اند.
علاوه بر واحدهای فوق نیروی زمینی ارتش آمریکا از واحدهای دیگری نیز استفاده میکند که کاربرد انها در عملیات ویژه محدودتر از واحدهای نامبرده است از جمله لشکر دهم کوهستان، لشکر 101 هوابرد، لشکر 82 هوابرد، واحدهای شناسایی دوربرد و هنگ 160 عملیات ویژه هوایی معروف به تعقیب گران شب. نیروهای عملیات ویژه در جنگ های اخیر نقش اول را داشته اند و ساختار آنها از جنبه های کمی و کیفی دستخوش تغیر شده است. این نیروها در گروه های کوچک متشکل شده اند و از تجهیزات فوق مدرن استفاده میکنند. علاوه بر سلاح های سبک و فوق مدرن نیروهای عملیات ویژه نیروی هوایی به هواپیماهای هرکولس سی-130 مجهز شده اند که در جنگ های اخیر و خصوصا در افغانستان بطور وسیعی مورد استفاده قرار گرفته است. این هواپیماها که به اسپوکی معروفند در اصل یک کشتی توپدار پرنده است که تجهیزاتی سنگین تر از یک تانک دارد از جمله یک توپ 105 میلیمتری، یک توپ گتلینگ GAU-12 25 میلیمتری، یک توپ بوفورس 40 میلیمتری و بمبهای شش تنی.
همچنین نیروهای عملیات ویژه به بالگردهای عملیات ویژه و خودروهای پیشرفته مجهز شده اند که در نوع خود استثنایی هستند. علاوه بر تسلیحات، تاکتیک های نیروهای عملیات ویژه نیز دستخوش تحول گردیده است. نیروهای عملیات ویژه طی جنگ های اخیر بسیار سبکبار بوده اند و از خودروهای ویژه و موتور برای رسیدن به هدف استفاده کرده اند و بدین ترتیب همیشه دشمن را غافلگیر کرده اند. تک تیراندازان نیروهای عملیات ویژه نیز با هدف قراردادان فرماندهان دشمن از فواصل دور نقش بارزی را در بر هم زدن نظم نیروهای دشمن داشته اند. نیروهای عملیات ویژه بکمک سیستم های تعیین هدف لیزری نقش اصلی در هدایت حملات هوایی دقیق ایفا کرده اند. این نیروها با استفاده از تاکتیک نفوذ مورب قادر بودند تا پس از پرش از ارتفاع 27000 پایی، مسافتی بطول 40 کیلومتر را به کمک چترهای ویژه خود طی کنند و بدون هیچ گونه سروصدایی خود را به موقعیت مورد نظر برسانند. همه توضیحات فوق ثابت میکند که نیروهای عملیات ویژه از نقطه نظر تاکتیکی نیز کاملتر شده اند. طبق گزارشات منتشر شده از جنگ های اخیر شکی نیست که نیروهای عملیات ویژه ارتش امریکا نقشی محوری و انکار ناپذیر در تحقق اهداف فرماندهان و استراتژیستهای آمریکایی داشته اند.
اما این سلاح ها و تجهیزات پیشرفته ی آنها نیست که از آنها نیروهای قابل اطمینان و موثر ساخته بلکه فکر خلاق و مهارتهای ویژه این نیروهاست که در موفقیت انها نقش اساسی داشته است و این مهارتها با تلاش و تمرین بسیار بدست امده است.



      

 تاکتیک های شکار تانک
بهترین وسیله برای حفظ جان در نبرد زره است. سپر جزو اولین زره های دنیا برای مقابله با ضربات شمشیر،تیر و نیزه بود، پوشیدن زره و تکامل آن نقطه عطفی در جنگ های باستان بوجود آورد، شوالیه ها زره پوشان آن دوران بودند. در جنگ جهانی اول تیربارها توان رزمی نیروهای پیاده را بسیار محدود کردند و تحرک را به حداقل رساندند، دلیل اصلی این موضوع نداشتن حفاظ لازم برای نیروهای پیاده بود، زره پوش مناسبی باید طراحی میشد انگلیسی ها با الهام از تراکتور زنجیردار هولت که در زمین های ناهموار به راحتی حرکت میکرد و با نصب ورقه های ضخیم فلزی در اطاف آن و یک سلاح مناسب جهت شلیک به دشمن وسیله مخوفی را ساختند، طراحی این وسیله تحت تدابیر امنیتی صورت گرفت و برای مخفی ماندن پروژه نام تانک به معنی مخزن آب را روی آن گذاشتند که بعد ها هم به همین نام معروف شد، البته آلمانی ها به آن پانزر، فرانسوی ها شار، اسپانیایی ها کارودکامبت و عرب ها دبابه میگویند.

آن زمان ابتدا تانک ها را به دو صورت میساختند تانک نر که مسلح به توپ و تانک ماده که مسلح به تیربار بود بعدها تانک هایی ساخته شد که هم توپ و هم مسلسل داشت، تانک ها در سال 1916 وارد جنگ شدند و با وجود تعداد کم توانستند پیروزی های زیادی کسب کنند، اولین نبرد بزرگ تانک ها در 20 نوامبر 1917 در کامبرای رخ داد در این عملیات 476 تانک شرکت کردند و توانستند به پیروزی سرنوشت سازی دست یابند، تانک ها موفق شدند با غافلگیر کردن حریف 8000 نفر را اسیر و بیش از یکصد توپ را به غنیمت بگیرند بعد از جنگ جهانی اول کشورهای انگلیس، آلمان، آمریکا، فرانسه و شوروی هرکدام طبق انتظارات و دکترین های خود در جنگ تانک هایی را طراحی کردند
.

با روشن شدن آتش جنگ جهانی دوم توسط آلمان لشگرهای زرهی با جایگاه ویژه ای وارد عمل شدند، زرهی که به نیروی مختلط متشکل از تانک، نفربر و سایر خودروها اطلاق میشود که در جبهه های نبرد نیروها را به صورت سواره جا به جا میکند. این نیرو با داشتن سه مزیت حفاظ زرهی، قدرت آتش بالا و تحرک در صف و خطوط مقدم دشمن رخنه و میتوان گفت در حمله بهترین خط شکن نبرد و در دفاع نیز بهترین سنگر متحرک است.



ابتدای جنگ جهانی دوم نیروهای پیاده با نارنجک دستی و مواد آتش زا به جنگ تانک ها میرفتند، برای انجام این کار باید افراد به تانک نزدیک میشدند که خطرات زیادی را برای آن ها در پی داشت، آن زمان توپخانه دشمن اصلی تانک به شمار می آمد، توپخانه ای که در پشت درختی یا در خرابه های شهری مخفی شده بود میتوانست تانکی را نابود کند، ورود تفنگ ها و موشک اندازهای ضد تانک توانست دوران شکست ناپذیری تانک ها را پایان بخشد.
امروزه نیروهای پیاده با مجهز شدن به انواع سلاح های ضد تانک و بهره گیری از تاکتیک های شکار تانک میتوانند بهترین و مدرنترین تانک را نابود کنند، برای اشنایی با فنون شکار تانک ابتدا باید با نقاط ضعف و قوت تانک اشنا شد.


تانک های مدرن امروزه معمولا توانایی های زیر را دارند:
1- قدرت و تحرک و سرعت بالا در زمین های ناهموار و شیب دار
2- قدرت و آتش بالا بوسیله توپ و تیربار
3- حفاظ زرهی مقاوم و چند لایه برای مقابله با اصابت احتمالی انواع مهمات پرتابی به بدنه
4- اقدامات ضد شناسایی توسط دستگاه های خنک کننده و سیستم دود استتار
در کنار این توانایی ها تانک ها عموما نقاط ضعفی هم دارند:
1- وزن سنگین و محدودیت عبور از روی پلها و زمین های نرم
2- جثه بزرگ که باعث دید و هدف قرار گرفتن میشود
3- محدودیت دید خدمه
4- عدم عبور از بعضی مناطق شهری و کوهستانی
تانک ها دارای نقاط کوری هستند که شکارچیان تانک میتوانند با بهره گیری از آن خود را به تانک نزدیک کنند، محدودیت دید در تانک های مختلف متفاوت است  اما عمده تانک ها در قسمت جلو دید نسبتا خوب، در قسمت پهلو بسیار محدود و پشت سر نیز فاقد دید هستند، البته شرایط فوق هنگامی ایجاد میشود که خدمه تانک در داخل تانک با وضعیت دریچه بسته نشسته باشند. اطراف تانک را زاویه بی روح یا منطقه مرده تانک گویند به عبارت ساده تر لوله تانک از زاویه معینی پایین تر نمی آید و تانک شعاع چند متری جلوی خودش را نمیتواند با توپ یزند، این شعاع بستگی به نوع تانک دارد ولی از 25 متر تجاوز نمیکند، پس اگر شکارچی تانک در فاصله چند متری تانک قرار گیرد حتی اگر خدمه ان را ببینند قادر نیستند او را با توپ بزنند، البته به این نکته باید توجه داشت که تانک به غیر از توپ سلاح های دیگری هم دارد.
تانک ها عموما دارای نقاط آسیب پذیری به شرح زیر است:



1- زره تانک: در اطراف ارابه قطر زره متفاوت است معمولا جلوی تانک و برجک بیشترین قطر زره را دارد و آن را شیب دار درست کنند تا در صورت اصابت پرتابی کمانه کند، تنها بین برجک و بدنه در جلوی قسمت تانک آسیب پذیر بوده که هدف گیری آن هم بسیار مشکل استقسمت های پهلو، عقب و زیر تانک کمترین قطر زره را دارد و اگر مورد اصابت قرار گیرد تانک آسیب میبیند.
2- دهلیز موتور: در بسیاری از مواقع حتی انفجار نارنجک یا مواد ساده آتش زا میتواند با صدمه زدن به نقاط حساس موتور تانک را از حرکت انداخته و متوقف کند و آن را به صورت یک هدف ثابت درآورد.



3-دستگاه تعلیق (( شنی ها و چرخ های تانک )): با انفجار کوچک شنی تانک قطع و پاره خواهد شد که در اینصورت تانک متوقف میگردد، حتی قرار دادن میله، الوار و یا سنگ بزرگی در بین چرخ های هرزه گرد یا چرخ خورشیدی هم موجب توقف و یا کندی حرکت تانک میشود.



4- برجک: معمولا زره نسبتا قوی دارد، درون برجک محل قرار گرفتن مهمات و گلوله های تانک میباشد و اگر مورد اصابت شدید گلوله یا موشکی واقع شود تانک منفجر خواهد شد.

باک سوخت: شامل باک هاب داخلی و خارجی است، باک داخلی اغلب در اطراف دهلیز موتور و باک خارجی در عقب و یا بغل تانک نصب میشود، تانک ها معمولا قبل از درگیر شدن با دشمن باک های خارجی خود را خالی میکنند ولی در صورت هدف قرار گرفتن آن تانک آتش میگیرد.

6- جنگ افزارهای تانک: از کار انداختن جنگ افزارهای تانک بسیار مشکل است برای اینکار باید ابتدا تانک را از حرکت انداخت، بعد شکارچی بدون اینکه دیده شود با رعایت استتار و اختفا خود را به نزدیکی تانک برساند و با قرار دادن مواد منفجره در اطراف و یا داخل لوله توپ آن را از کار بیاندازد.



نیروهای پیاده میتوانند با انواع موشک، تفنگ ضد تانک، نارنجک تفنگی، مواد آتش زا، مین و تله های انفجاری تانک را هدف قرار دهند، بهترین وسیله برای شکارچیان استفاده از موشک های ضد تانک است، به جز جنگ افزار های ضد تانک تاکتیک های پدافندی بسیاری نیز وجود دارد که میتوان به کمک آن واحد های زرهی دشمن را متوقف و یا حرکت آن را کند نمود، از جمله این تاکتیک ها انجام عملیات تاخیری برای گرفتن وقت از دشمن است، این تاکتیک شامل ایجاد و احداث میادین مین، باتلاق، بریدگی های ضد تانک، راه بندی (( در گذرگاه های جنگلی و کوهستانی و یا ریختن سنگ بزرگ در مسیر حرکت تانک)) و ... است.



تانک ها همیشه در رزم با آرایشات نظامی حرکت میکنند، هنگام حمله به تانک ها آرایشات آن ها را بایستی در نظر گرفت، جنگ الکترونیک و اختلال در سیستم های مخابراتی برای تانک ها معضل ایجاد کرده و هماهنگی عملیات بین ان ها را از بین میبرد. نیروهای پیاده ای که همراه یا اطراف تانک ها حرکت میکنند و به آن ها اصطلاحا پیاده زرهی میگویند برای شکارچیان تانک مزاحمت ایجاد میکنند، وظیفه آن ها پاکسازی منطقه و شناسایی موانع و مواضع ضد تانک است. پیاده زرهی جاهایی که تانک ها نمیتوانند پیشروی کنند وارد عمل میشوند (( این تاکتیک برای اولین بار توسط ژنرال رومل به کار گرفت شد )).

نفرات پیاد تا نزدیکی منطقه نبرد سوار بر نفربر و تانک هستند و باید با آتش شدید توپخانه و خمپاره از پیاده شدن آن ها خودداری کرد، استفاده از توپخانه و خمپاره و... باعث میشود که خدمه درون تانک رفته و دریچه را ببندند، شلیک گلوله های دودزا دید خدمه تانک ها را کاهش میدهد، شکارچی تانک همیشه با مقداری فاصله از سایر نیروها حرکت کند تا اگر دشمن تجمع نیروها را مورد آتش شدید قرار داد به او آسیبی نرسد، تانک ها بعضی اوقات برای شناسایی مواضع ضد تانک در فواصل دور مانور میدهند که در این هنگام شکارچی نباید با آتش زود هنگام موضع اختفا خود را لو داده و موشک را هدر دهد، بلکه باید بعد از اینکه تانک ها در تیررس کامل قرار گرفتند از اطراف به ان ها کمین زد و پس از شلیک هر موشک تغیر موضع داد.



موشک های ضد نفر را بر علیه تانک نباید به کار گرفت چون قدرت لازم و کافی را ندارد فقط در صورت اجبار و اتمام مهمات ضد تانک می توان شنی تانک را با آن مورد هدف قرار داد، مهمات نباید بیهوده مصرف شود و فقط زمانی شلیک کرد که هدف مورد اصابت قرار گیرد. تیربارچی ها میتوانند با هماهنگی لازم بهترین پوشش را برای شکارچیان تانک ایجاد کنند،



هنگامی که تانکی مورد اصابت قرار گرفته هر لحظه ممکن است منفجر شود و باید از آن دور شد. در مناطق کوهستانی و شهری و ... که تانک ها با آرایش ستونی حرکت میکنند ابتدا تانک جلو و سپس تانک اخر ستون را زد و بعد از ان سایر تانک ها را مورد هدف قرار داد.




      



مهندسان با بهبود طراحی سلاح دستی شوک‌آور الکتریکی پلیس، گلوله‌های جدیدی طراحی کرده‌اند که به جای 10 متر، تا 30 متر پرواز می‌کند و با انتقال جریان 500 ولتی، فرد مهاجم را تا 20 ثانیه فلج می‌کند.
اندکی از نیمه‌شب گذشته است. شما یک پلیس و در حال گشت‌زنی در شهر هستید که ناگهان، یک دزدی خیابانی را مشاهده می‌کنید. فرد مهاجم در فاصله 12 متری شما قرار دارد و به دلیل فاصله زیادش نمی‌توانید از اسلحه شوک‌آور خود استفاده کنید. شما فرمان ایست می‌دهید، سارق به درون یک کوچه فرار می‌کند، ولی کوچه بن‌بست است و سارق که اوضاع را این‌گونه می‌بیند، یک بطری پیدا می‌کند و به سمت سرتان پرتاب می‌کند و به این ترتیب برای خود موقعیتی فراهم کرده و به خیابان فرار می‌کند. شما اسلحه خود را می‌کشید و ...

به گزارش پاپ‌ساینس، این سناریو یکی از دشوارترین وضعیت ها برای تصمیم‌گیری در اجرای قانون است. برای یک افسر پلیس در هنگام انجام وظیفه محدوده‌ای به شعاع 10 تا 20 متر به عنوان منطقه خطر محسوب می‌شود، زیرا در این فاصله پلیس قادر به استفاده از اسلحه تیزر خود نیست. تیزر سلاحی است که قلاب‌هایی متصل به سیم را به سوی مهاجمین پرتاب می‌کند و با وارد کردن شوک الکتریکی، آن‌ها را زمین‌گیر می‌کند. اما در این فاصله فرد مجرم می‌تواند با پرتاب کردن اشیای خطرناک به سمت پلیس، او را به استفاده از ابزارهای کشنده مانند اسلحه وادار کند.
سید هیل، فرمانده بازنشته پلیس لس‌آنجلس و مشاور وزارت دفاع آمریکا در این باره می‌گوید: «به بیان ساده ما نیاز به انتخاب‌های کم‌خطرتری برای استفاده در این محدوده داریم».
این‌جاست که پرتابه الکترونیکی در محدوده وسیع‌تر یا XREP وارد صحنه می‌شود. برخلاف تیزرها که فقط در محدوده 10 متری می‌توانند قلاب‌های متصل به سیم را به سمت مهاجمین پرتاب کنند، ایکس‌رپ جدید یک گلوله کالیبر 12 است که می‌تواند از یک اسلحه پمپی تا فاصله 30 متری پرتاب شود. این وسیله مانند یک گلوله عادی در هوا به پرواز درمی‌آید، اما به جای کشتن مجرمین اثری فلج‌کننده روی ماهیچه‌های آنها دارد.
هیل در این باره گفت: «این وسیله همه قابلیت‌های تیزر را در یک وسیله گلوله مانند فراهم کرده است».



مسلم است که بزرگ‌ترین مشکلی که مهندسان در طراحی این وسیله با آن روبه‌رو بودند، کوچک کردن هر چه بیشتر اندازه گلوله بود. در تیزرها، دو سیم به بدن مهاجم متصل شده و یک جرقه الکتریکی 50 هزار ولتی را منتقل می‌کنند. این ولتاژ به اندازه‌ای است که می‌تواند از لباس عبور کند و به بدن شوک وارد کند.
اما در ایکس‌رپ فقط از 500 ولت استفاده شده تا به این ترتیب، اندازه مدارهای الکتریکی لازم را کاهش دهند. اما به جای انتقال جریان توسط سیم، این وسیله جریان برق را توسط الکترودهای خارداری که به درون پوست نفوذ می‌کند، مستقیما به داخل بدن مهاجم می‌فرستد.
مارک هانچت، مهندس ارشد ایکس‌رپ در این باره گفت: «کلید موفقیت این روش آن است که به جای استفاده از ولتاژ بالا، از شکل درست موج استفاده شده است. جریان برق طوری شکل داده شده که سیگنال‌های الکتریکی بدن را شبیه‌سازی کرده و سیستم عصبی بدن را هدف قرار دهد».
استفاده از این وسیله از سال گذشته آغاز شده و تا کنون 4 بار با موفقیت در حین عملیات آزمایش شده است. تیزر در حال کار بر روی ساخت یک نارنجک با این شکل برای وزارت دفاع است که می‌تواند در محدوده 60 متری عمل کند.
نکات برجسته در طراحی
نوک گلوله: روی نوک این گلوله چهار قلاب الکتریکی طراحی شده که در هنگام برخورد، به پوست متصل شده و یک شوک الکتریکی کوچک و محلی را در محدوده‌ای به شعاع 15 سانتی‌متر منتقل می‌کند. این در حقیقت مقدمه شوک بزرگ‌تری است که به زودی به بدن وارد می‌شود. در اثر نیروی برخورد، یک سری پین شکسته می‌شود و به این ترتیب، شاسی گلوله از نوک آن جدا و یک سیم مسی برق‌دار را از خود آویزان می‌کند.
قلاب‌ها:اگر مجرم سیم را برای کامل شدن مدار و وارد شدن شوک نگیرد، شش قلاب بزرگ‌تر روی گلوله وجود دارد که می‌تواند در پوست نفوذ کند. در اثر برخورد گلوله به بدن، غلاف پلاستیکی جدا شده و الکترودهای 1.2 سانتی‌متری به نام کلاس مانند میخ خارج شده و با چرخش وارد بدن می‌شوند. نام کلاس از یک گیاه کاکتوس وحشی در صحرای سونوران آریزونا گرفته شده است.
تله دستی: فرد مهاجم به صورت غریزی سیم آویزان را می‌گیرد تا قلاب‌ها را از بدن خود خارج کند، اما این سیم برق‌دار است و با لمس آن، جریان الکتریکی از اولین مجموع از الکترودها در نوک گلوله به دست مهاجم منتقل می‌شود. با این کار بر اثر شوک وارد شده، دست مهاجم محکم به دور سیم فشرده می‌شود و او نمی‌تواند سیم را رها کند. اکنون الکتریسیته به راحتی درون بدن جریان پیدا می‌کند و به مدت 20 ثانیه او را فلج می‌کند.


باله‌ها : زمانی که گلوله از اسلحه خارج می‌شود، سه باله از انتهای آن خارج می‌شود که به پرتابه کمک می‌کند در یک مسیر 30 متری به طور مستقیم به پرواز درآمده و به سمت هدف حرکت کند.
مبدل: مبدل انرژی خارج شده از باتری را تبدیل می‌کند که باعث می‌شود جریان 1.3 میلی‌آمپری به مدت 20 ثانیه جریان پیدا کند. این جریان در مقایسه با جریان پریزهای برق که حدود 20 آمپر است، ضعیف است؛ اما از آن مهم‌تر، شیوه‌ای است که جریان در بدن پخش شده و با سیگنال‌های الکتریکی بدن برخورد می‌کند.
مارک هانچت در این باره گفت: «اگر شما شکل موج را به درستی تنظیم کنید، می‌توانید سیستم عصبی بدن را به هم بریزید».
پردازنده: زمانی‌که مدار این اسلحه کامل می‌شود، یک کامپیوتر که به صورت بورد روی گلوله نصب شده، به خازن دستور آتش می‌دهد که زمان شدت و شکل جریان را تنظیم می‌کند».
انرژی: دو باتری لیتیومی نیروی لازم برای پردازنده و مدارهای الکتریکی را فراهم می‌کنند.
بدنه: کل مدار داخل یک بدنه پلاستیکی ضربه‌گیر قرار داده شده که بتواند در برابر نیروی شلیک اسلحه مقاومت کرده و به هدف برخورد کند.
پرسنل ارتش آمریکا از اسلحه های فلج کننده نیز استفاده می کنند. تیزر اینترنشنال، کارخانه بزرگ تولید کننده سلاح های فلج کننده در کنفرانس مطبوعاتی جوئن 2005 گزارش داد که حدود 1.4 میلیون سلاح تیزر به منظور استفاده ارتش آمریکا به این کارخانه سفارش داده شده است.
تیزر ها نیروی الکتریسیته ای معادل 50000 واحد در فاصله 15 تا 25 متری بدن آزاد می کنند که شوک حاصله از آن می تواند هدف را برای مدت 5 ثانیه فلج کند. آن جا که زمان تعیین شده کافی نباشد مرتبا به هدف شلیک می شود.
طبق جدیدترین آمار، بیش از 7000 ایستگاه پلیس در آمریکا از تیزر استفاده می کنند. مدت هاست بحث و جدل در مورد میزان مرگبار بودن این سلاح ها ادامه دارد. این سلاح ها باعث موارد متعددی حوادث مرگبار شده اند، اما ظاهرا هیچ گاه به عنوان دلیل اصلی مرگ شناخته نشده اند.
طبق گزارش هفته نامه اکونومیست، تیزر اینترنشنال معتقد است که «این سلاح ها تنها به نسبت یک به پانزده به فرد صدمه می زنند.»



      

خبرگزاری فارس: آنتونی کردزمن رئیس مرکز مطالعات راهبردی و بین‌الملل آمریکا و یک کارشناس امنیتی رژیم صهیونیستی در تحلیلی درباره تهدید‌های نظامی صهیونیست‌ها علیه ایران با تو خالی خواندن این تهدیدات تاکید می‌کنند که حمله ارتش اسرائیل به ایران پیچیده و گیج کننده خواهد بود و شانس موفقیت‌آمیز بودن آن کم است.
"رویوین پداتزور " یکی از سخنرانان در حوزه علوم سیاسی در دانشگاه تل‌آویو بوده و مدیر مرکز استراتژی و امنیت ملی "جلیله " است [وی خلبان ذخیره اسرائیل نیز بوده است] آنالیزی را با "آنتونی کوردزمن " تحلیلگر مسائل امنیتی و رئیس مرکز مطالعات راهبردی و بین‌الملل آمریکا درباره احتمال موفقیت حملات به برنامه هسته‌ای ایران نوشته است.
بر اساس گزارش کوردزمن و پداتزور شانس موفقیت برای نابودی و یا به تعویق انداختن سلاح هسته‌ای ایران کم است.
از میان تمامی موانعی که در برابر حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران وجود دارد برخی از آنها عبارتند از:
اولین مشکل موضوع اطلاعاتی و یا فقدان اطلاعات مورد نیاز است
کردزمن و پداتزور در گزارش خود نوشتند: هنوز این موضوع شناخته شده نیست که آیا ایران تاسیسات هسته‌ای مخفی برای پیشبرد غنی‌سازی اورانیوم دارد یا خیر. اگر تاسیسات ناشناخته‌ای برای سرویس‌های اطلاعاتی غربی وجود داشته باشد، در حالی که اسرائیل به سایت‌های شناخته شده حمله می‌کند، ایران همچنان به برنامه هسته‌ای خود ادامه می‌دهد و اسرائیل به هدف خود نمی‌رسد.
در مجموع نویسندگان این گزارش معتقدند که حمله کردن به ایران تنها در صورتی توجیه‌پذیر است که این حمله باعث پایان یافتن برنامه هسته‌ای ایران و یا متوقف شدن آن برای چندین سال شود که رسیدن به این هدف خیلی مشکل است.
حمله به 3 تاسیسات هسته‌ای ایرانیان نیازمند دست کم 90 جنگنده است که شامل تمامی 25 جنگنده F-15E ارتش اسرائیل و 65 جنگنده F-16I/Cs باید باشد. در راس همه آنها تمامی هواپیماهای سوخت رسان ارتش اسرائیل باید به عملیات هوابرد بپردازند. 5 فروند 130Hs و 4 فروند B-707 هواپیماهای سوخت رسان ارتش اسرائیل هستند. جنگنده‌های نظامی باید در هر دو مسیر رفت و برگشت در حمله به ایران، سوخت دریافت کنند.
ارتش اسرائیل برای قرار دادن هواپیماهای سوخت رسان در ارتفاع و مکانی که توسط سوریه و ترکیه شناسایی نشوند کار خیلی سختی در پیش دارد. یکی از دشواری‌های این عملیات، این واقعیت است که تاسیسات نطنز در عمق زمین مستقر شده‌ است. بخشی از سایت غنی‌سازی سوخت نطنز، در عمق 8 متری قرار دارد و این سایت با دیواره‌ای 2.5 متری از بتن ضخیم محافظت می‌شود که توسط یک دیوار بتنی دیگر نیز محافظت می‌شود.
اواسط سال 2004 ایرانیان محل قرارگیری سانتریفیوژهای خود را به 25 متر زیر زمین منتقل کردند که سقف محافظ محل قرارگیری آنها با بتنی به ضخامت چندین متر محافظت می‌شود.
به دلیل آنکه تاسیسات نطنز بسیار مهم است ایرانیان برای حفاظت از آن به عمق زمین رفته‌اند.برای مقابله با اقدامات دفاعی جدی که ایرانیان اتخاذ کردند ارتش اسرائیل باید دو نوع از بمب‌های هوشمند ساخت آمریکا را به کار گیرد.
از سوی دیگر ارتش اسرائیل باید اهداف خود را با دقت مطلق و در بهترین زاویه انجام دهد.
ایران سامانه دفاع هوایی متراکمی ایجاد کرده است که این دفاع هوایی، رسیدن جنگنده‌های اسرائیلی به اهدافشان بدون آنکه صدمه‌ای ببیند را مشکل کرده است.
در میان دیگر نکات، ایرانی‌ها سکوهای پرتاب "هاوک " و موشک‌های زمین به هوای "SA-5 "، "SA-2 " را مستقر کرده‌اند. به علاوه آنها موشک‌های ضد جنگنده "SA-7 "، "SA-15 "، "Rapier "، "Crotale " و "Stinger " دارند و علاوه بر آن هزار و 700 ضد هوایی برای حفاظت از تاسیسات هسته‌ای خود مستقر کرده‌اند البته نمی‌توان به 158 جنگنده ایرانی‌ها که ممکن است در عملیات دفاع از آسمان ایران حضور پیدا کنند اشاره کرد چون اکثر این هواپیماها قدیمی هستند اما ممکن است آنها برای ایجاد مزاحمت برای جنگنده‌های ارتش اسرائیل مورد استفاده قرار گیرند و در صورتی که جنگنده‌های ایرانی وارد عمل شوند بخشی از عملیات ضربتی ارتش اسرائیل باید برای تعامل با این موضوع استفاده شود.
تمامی این موانع در مقایسه با سامانه دفاع موشکی اس-300 که ممکن است روسیه اخیرا به طور پنهانی در اختیار ایران قرار داده باشد چیزی نیست.
سامانه روس‌ها بسیار پیچیده است و این امکان وجود دارد که از 90 جنگنده اسرائیلی که به ایران حمله می‌کنند 20 تا 25 فروند سرنگون شود.
به همین دلیل است که نویسنده گفته است این موضوع خسارتی است که اسرائیل به سختی قبول خواهد کرد که هزینه آن را بپردازد.
همچنین اگر اسرائیل تصمیم بگیرد به رآکتور بوشهر حمله کند یک فاجعه زیست محیطی روی خواهد داد و تعداد زیادی در نتیجه این حمله کشته خواهند شد.
آلودگی هسته‌ای این حمله در منطقه وسیعی منتشر خواهد شد. نویسندگان این گزارش نتیجه گرفته‌اند که بطور قطع تشعشعات رادیو اکتیو کشورهای بحرین، قطر و امارات عربی متحده را به طور گسترده‌ای تحت تاثیر قرار خواهد داد.
این تحقیق همچنین پاسخ احتمالی ایرانیان به حمله اسرائیلی‌ها را تحلیل کرده است.
بدون تردید یکی دیگر از نتایج حمله اسرائیل به ایران این است که این کشور برنامه هسته‌‌ای خود را ادامه خواهد داد و یا حتی برنامه خود را با شتاب بیشتری پیگیری خواهد کرد تا بازدارندگی قابل اعتمادی در برابر تهاجم اسرائیل ایجاد کند.
از سوی دیگر در صورت حمله به ایران، تهران از پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی کنار خواهد رفت این در حالی است که امضای این پیمان باعث شده تا برنامه هسته‌ای ایران مورد بررسی قرار گیرد و بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به بازرسی از تاسیسات ایران بپردازند.
همچنین حمله اسرائیل بلافاصله باعث متوقف شدن تلاش‌های جامعه جهانی برای فشار به ایران برای تحت تعلیق درآوردن توسعه تسلیحات اتمی خواهد شد.
همچنین ایران تقریبا به طور قطعی به طور مستقیم علیه اسرائیل به تلافی خواهد پرداخت. ممکن است ایران اهدافی را با موشک‌های بالستیک شهاب-3 که برد آن تمامی اسرائیل را پوشش می‌دهد مورد هدف قرار دهد. به علاوه ایران از حزب‌الله و حماس برای اعزام بمب‌گذاران انتحاری به داخل اسرائیل استفاده خواهد کرد. جنگ دوم لبنان توانایی موشکی حزب‌الله را به ما نشان داد. تجارب هشت سال گذشته درباره توانایی حماس در شلیک موشک‌های قسام از نوار غزه نیز آموزنده است.
در جریان جنگ دوم لبنان، حزب‌الله چهار هزار موشک از جنوب لبنان شلیک کرد و تاثیرات این موشک‌ها بر شمال اسرائیل فراموش نشدنی است. زندگی برای تقریبا یک ماه در شمال اسرائیل فلج شد.
از آن زمان انبار تسلیحات حزب‌الله پر شده و بهبود یافته است و حزب‌الله هم‌اکنون 40 هزار موشک دارد. اسرائیل پاسخی برای آن حملات نخواهد داشت. سامانه‌های دفاع موشکی در حال توسعه است [Iron Dome و Magic Wand] و هنوز کامل نشده‌اند و حتی بعد از آنکه این سامانه عملیاتی شود تردید‌ها درباره موثر بودن این سامانه‌ها در برابر هزاران موشکی که به سمت اسرائیل شلیک می‌شود وجود دارد.
حمله اسرائیل به ایران همچنین باعث ایجاد بی ثباتی در خاورمیانه خواهد شد. ایرانیان از نفوذ خود در شیعیان عراق استفاده خواهند کرد، از جنگجویان طالبان حمایت خواهند کرد و توانایی‌های مبارزاتی آنها در افغانستان را بهبود می‌بخشند. همچنین ممکن است که آنها به منافع آمریکا در منطقه حمله کنند بخصوص در کشورهایی نظیر بحرین و قطر که میزبان نیروهای آمریکایی هستند. احتمالا ایرانیان تلاش خواهند کرد تا جریان انتقال نفت به غرب از طریق خلیج فارس را مختل کنند.
از سوی دیگر از زمانی که آمریکا به اسرائیل برای حمله به ایران چراغ سبز نشان دهد، روابط آمریکا با متحدانش در جهان عرب به شدت آسیب خواهد دید.
اما سیاستمداران اسرائیل چه نتیجه‌گیری باید انجام دهند؟
حمله ارتش اسرائیل به ایران پیچیده و گیج کننده خواهد بود و شانس موفقیت‌آمیز بودن آن کم است. آنها باید نتایج غیر قابل حصولی که حمله اسرائیل به تاسیسات هسته‌ای ایران خواهد داشت را بسنجند و آنها باید با وعده‌هایی که افسران ارتش اسرائیل می‌دهند احمق نشوند. این افسران ارتش اسرائیل طرح حمله به ایران را به عنوان عملیاتی که شانس زیادی دارد معرفی می‌کنند.
این موضوع همچنان مشکوک باقی مانده است که آیا اسرائیل توانایی نظامی برای نابودی برنامه هسته‌ای ایران و یا حتی تاخیر چند ساله برنامه هسته‌ای این کشور را دارد یا خیر.
بنابراین اگر تماس‌های دیپلماتیک دولت اوباما با ایران بی‌فایده بود و به دنبال این شکست قابل انتظار،‌ رئیس جمهور آمریکا تصمیم به حمله به ایران نگیرد، احتمال دارد که ایران در مدت زمان کوتاهی به تسلیحات اتمی دست پیدا کند.
اسرائیل به بازدارندگی قناعت کند
به نظر می‌رسد سیاستمداران در اسرائیل باید زمینه‌سازی برای آمادگی ذهنی و عملیاتی، برای شرایطی که ایران یک قدرت هسته‌ای با توانایی حمله به اسرائیل است را آغاز کنند.
یک تا سه سال دیگر هنگامی که ایرانیان به تسلیحات اتمی دست پیدا کنند قوانین بازی‌ استراتژیک در منطقه به طور کامل تغییر خواهد کرد.
اسرائیل باید به این توانایی برسد که بتواند به طور موفقیت‌آمیزی با تهدید هسته‌ای بالقوه مقابله کند حتی زمانی که طرف‌ دیگر قصدی برای انجام حمله علیه اسرائیل نداشته باشد. نکته کلیدی، بازدارندگی است. فقط یک سیگنال معتبر و شفاف برای ایرانیان که نشان دهنده هزینه وحشتناکی باشد که آنها در حمله به اسرائیل خواهند پرداخت باعث بازداشتن آنها از کاربرد موشک‌هایشان خواهد شد.
ایرانیان دلیل منطقی برای مورد هجوم قرار دادن اسرائیل ندارند چون در صورت حمله، اسرائیل به عنوان بازدارنگی شهرهای بزرگ این کشور را هدف قرار خواهد داد. بنابراین نه کشتن صهیونیست‌ها و نه پیشبرد منافع فلسطینیان، قطعا نمی‌تواند این چنین هزینه گزافی برای ایران را توجیه کند.
بازدارندگی اسرائیل در برابر تهدید برنامه هسته‌ای ایرانیان شانس خوبی برای موفقیت دارد چون ایرانیان انگیزه‌ای برای حمله ویرانگر علیه اسرائیل ندارند.
با تمامی اظهارات درباره توانایی عملیاتی جنگنده‌های ارتش اسرائیل، که این جنگنده‌ها می‌توانند تاسیسات هسته‌ای در ایران را مورد حمله قرار دهند و با وجود تمامی وعده‌های توخالی درباره توانایی سامانه دفاع موشکی "آرو " که گفته می‌شود به طور موثر با موشک‌های شهاب 3 مقابله می‌کند اما تمامی این اقدامات نه تنها به قدرت بازدارندگی اسرائیل کمک نخواهد کردد بلکه اصل روند ایجاد این قدرت[بازدارندگی] و اعتبار آن در برابر ایرانیان را تضعیف می‌کند. زمان اتخاذ راه‌های نوین در اندیشیدن فرا رسیده است. نه اظهارات آتشین باید گفته شود و نه تهدید‌های توخالی باید داده شود بلکه باید سیاست سنجیده دقیقی اتخاذ شود.
در نهایت، در عصری که چند کشور در خاورمیانه‌ هسته‌ای هستند، تمامی طرف‌ها منافع شفافی برای کاهش تنش‌ها و عدم افزایش آن دارند. من این مقاله را به دلیل ابزارهای سیاسی آن نوشتم چون توصیه‌های سیاسی در آن وجود دارد و در واقع تکرار پیشنهادهای دقیق مصلحت‌گراهایی نظیر "فلینت لوریت " و " راجر کوهن " بوده که مقالات آنها در نیویورک تایمز به چاپ رسیده است.
این کاملا واضح است که کابینه کنونی اسرائیل هیچگونه علاقه‌ای برای پیشبرد پیشنهادهای واقع‌بینانه‌ای که توسط "پداتزور " ارائه شده است را ندارد اما این پیشنهادات باید شناخته شده و بیشتر منتشر شوند. این مهم است که درک کنیم در میان اظهارات آتشین و تهدیدات تو خالی که ژنرال‌های اسرائیلی و برخی سیاست‌مداران ابراز می‌دارند برخی کارشناسان اسرائیلی وجود دارند که سنجیده صحبت می‌کنند.صحبت‌های آنها باید شنیده شود و همچنین در واشنگتن نیز باید شنیده شود.





      


این هواپیمای یک پهپاد جنگی (Unmanned Combat Air Vehicle) است که توسط کمپانی فرانسوی Dassault Aviation توسعه یافته است.


به عنوان یک پهپاد، نرون باندازه قابل توجهی بزرگتر و پیشرفته تر از همتایان شناخته شده اش مانند MQ-1 است که برد و ظرفیت حمل تسلیحات و امکانات آن را به هواپیمای سرنشین دار نزدیک می کند. با وجودی که این پروژه هنوز حاضر نشده است اما تصاویر و اظهارات شرکای کنسرسیوم گویای این مطلب است که این پرنده قابل رقابت با Boeing X-45C و Northrop-Grumman X-47B خواهد بود. در فوریه 2006 ساب اعلام کرد که نرون 10 متر طول و 12 متر پهنا دارد و وزن آن 5 تن است که تقریبا به اندازه یک جنگنده میراژ 2000 می باشد.

این پهپاد دارای تجهیزات حمله ی هوا به زمینِ مستقل با مهمات هدایت شونده دقیق و متکی بر بدنه خفاکار پیشرفته ی خود خواهد بود. یکی دیگر از ویژگی های نرون قابلیت کنترل در حالت اتوماتیک توسط یک جنگنده پیشرفته مانند رافال یا گریپن است که در این حالت کنترل آن شبیه بازی های استراتژیک Real Time خواهد بود.



برخی از اهداف این پروژه:
• برای حفظ و توسعه مهارت های دفاتر طراحی شرکت های هوافضای اروپایی که تا قبل از 2030 برنامه جنگنده جدیدی را در پیش رو ندارند که در حال حاضر تمامی پروژه های یوروفایتر، رافال، گریپن، JAS 39 همگی تکمیل یا در جریان تکمیل هستند.
• جهت بررسی و تایید فن آوری هایی که برای ساخت نسل بعدی هواپیماهای جنگی تا سال 2015 موردنیاز است.
• اعتبار بخشیدن به روند همکاری های خلاقانه از طریق تاسیس یک تیم صنعتی اروپایی که مسئول ساخت هواپیمای نسل بعدی خواهد بود

سازندگان:
Dassault Aviation (فرانسه) : پروژه را در ژوئن 2003 آغاز کرد.
مسئولیت ها: سازنده اصلی، معماری کلی و طراحی، مونتاژ نهایی، سیستم کنترل پرواز، تست های کلی
SAAB (سوئد) : در دسامبر 2005 به پروژه پیوست.
مسئولیتها: طراحی کلی، بدنه، آویونیک، سیستم سوخت و تست پرواز. (مسئول 25 درصد توسعه پروژه )



Alenia Aeronautica (ایتالیا) : در 2005 به پروژه پیوست.
مسئولیتها: سیستم شلیک سلاح، سلاح های هوشمند، سیستم های الکتریکی، تست پرواز.

EADS CASA (اسپانیا) : در فوریه 2007 به پروژه پیوست.
مسئولیتها: بال، ایستگاه کنترل زمینی، پیوند داده ها
سایر پیمانکاران: شرکت های EAB, RUAG, Thales, Eads France از کشورهای یونان و سوییس و فرانسه دیگر پیمانکاران این پروژه هستند.




========================
مشخصات :
حداکثر سرعت: 0.8 ماخ
قیمت هر فروند: 25 میلیون یورو
موتورها: در طرح های اولیه قرار بود از موتور Adour Mk 102 (استفاده شده در جگوار) استفاده شود که به نظر می رسد با موتور Snecma M88 (موتور هواپیمای رافال) جایگزین شده است.
تاریخ اولین پرواز: آزمایش پروازی آن در 2010 انجام خواهد شد.


Snecma M88




      

سومین گردان اس-400 تا چند روز دیگر به ارتش روسیه تحویل داده می شود


ایگور آشوربیلی" مدیرکل دفتر طراحی کمپانی پدافند هوایی "آلماز آنتی" روز جمعه به خبرنگاران اطلاع داد که تا کنون دو گردان از پدافندهای موشکی اس-400 به ارتش روسیه تحویل داده شده اند، سومین گردان نیز در چند روز آینده عرضه خواهد شد.
هر گردان دارای 8 تا 12 دستگاه پرتاب و هر دستگاه پرتاب شامل 4 موشک است.
آشوربیلی گفت: "دو گردان به نیروها عرضه شده اند، سومین نیز همین روزها عرضه می شود".
مجموعه های پدافند موشکی اس-400 "تریومف" را می توان در هر ساعت شبانه روز و هر شرایط جوی و جغرافیایی حتی در حالت جنگ الکترونیکی مورد استفاده قرار داد.
"تریومف" سیستم دفاع ضد هوایی غیر استراتژیکی برای مقابله با هواپیماها با جدیدترین نرم افزارهاست.
تفاوت این سیستم ها با نمونه های قبلی "اس-300" گسترش محدوده استفاده نظامی بوده و می توان در آنها از موشک های موجود جدید استفاده کرد.
مجموعه های پدافند موشکی جدید برای انهدام اهدافی در مسافت تا 400 کیلومتری در نظر گرفته شده است. هدف با ترکش هایی که در اثر انفجار کلاهک بوجود می آیند، منهدم می شود.
مجموعه های پدافند موشکی "تریومف" با مجموعه های موشکی جدید طی 30-40 سال آینده بخش اصلی دفاع ضد هوایی نیروی هوایی روسیه را تشکیل خواهد داد. با تلاش مهندسین دفاتر طراحی روسیه موشک های جدیدی طراحی شده است که از نظر ماهیت فنی-تاکتیکی نسبت به نمونه های مشابه غربی خود از جمله نمونه های آمریکایی و فرانسوی برتری هایی دارند.
روز 6 اوت سال 2007 اولین لشکر مجهز به "اس-400" در شهر "الکترواستال" حومه مسکو مستقر شده بود




      

باز خوانی بخش کوچکی از کمک‌های شوروی به عراق در جنگ "حق علیه باطل"

روابط عراق و اتحاد جماهیر شوروی در جنگ ایران و عراق به سلسله کمکهای دیپلماتیک و نظامی اتحاد جماهیر شوروی به رژیم بعث عراق میپردازد. این کمکها برگرفته از منافع مشترک عراق و شوروی در منطقه خاورمیانه و در مرحله بعد جامعه جهانی بوده است. در حدود ??? تجهیزات مورد استفاده عراق در جنگ ایران و عراق ساخت کشور شوروی بود.شوروی بزرگترین صادرکننده ادوات و تجهیزات نظامی به عراق بوده است.
اهداف شوروی
به طور کلی اهداف شوروی در کمک به عراق برای مقابله با ایران را میتوان در چند دستاورد کلی خلاصه کرد:
?-فروش تسلیحات نظامی به عراق و کسب درآمد سرشار از این طریق
?-قبل از انقلاب اسلامی، عراق متعلق به بلوک شرق(شوروی) و ایران متعلق به بلوک غرب(آمریکا) بود. شوروی تصور می‌کرد با پیروزی عراق بر ایران، ایران در زمره کشورهای بلوک شرق قرار می‌گیرد.
?-حکمرانان شوروی قصد داشتند از طریق سرنگونی انقلاب اسلامی ایران، قدرت و روحیه ?? میلیون مسلمان روسیه را تضعیف نمایند و از قدرت گرفتن آنها جلوگیری کنند.
?-تضعیف گروههای مبارز افغانی و محروم شدن ایشان از کمک‌های جمهوری اسلامی ایران و انحراف افکار عمومی از جنایات شوروی در افغانستان
?-نمایش تسلیحات مدرن شوروی در جنگ ایران و عراق برای کسب سهم بیشتر بازار جهانی سلاح
پیشینه
آغاز روابط دوستانه عراق و اتحاد جماهیر شوروی مربوط به پیمان دوستی است که دو کشور در سال ???? منعقد کردند. بعد از مدتی با گرایش عراق به سمت غرب و دوری از شوروی، روابط دو کشور رو به تیرگی نهاد. پس از امضای معاهده ???? الجزایر بین محمدرضا پهلوی و صدام حسین و حمایت قاطع ایالات متحده آمریکا از موضع ایران، این کشور در سال ???? پس از ناامیدی از حمایت مسکو، قراردادی را با فرانسه منعقد کرده بود که به موجب این قرارداد ساختار ارتش عراق می‌بایست بتدریج وابستگی خود را به مهمات و تجهیزات ساخت شوروی کم نماید. به دنبال آن در اوائل سال ???? خرید هواپیماهای داسو میراژ ? و طرح خرید نیروگاه هسته‌ای اوسیراک از فرانسه منجر به بروز مشاجراتی بین بغداد و مسکو گردید.
از سوی دیگر محکومیت شدید تجاوز شوروی به افغانستان از سوی عراق و متلاشی کردن حزب کمونیست عراق و اعدام بیش از صد نفر از اعضای آن همگی نشان بر تیرگی روابط عراق و شوروی بود.
با این حال هیچگاه روابط دو کشور قطع نشد و دو کشور همواره سعی داشتند سطح مطلوبی از مناسبات سیاسی را با طرف مقابل حفظ نمایند. عراق به سبب وابستگی ساختار ارتش و نیازمندی به تسلیحات و ادوات نظامی قادر به قطع کامل روابط با شوروی نبود و مسکو نیز تمایلی به از دست دادن تنها متحد خود در حاشیه خلیج فارس نداشت.
با اشغال افغانستان توسط قوای شوروی، سیاست ضد شوروی ایران شدیداً افزایش یافت. تهران تجاوز به افغانستان را به شدت محکوم کرد و از شوروی به عنوان شرق تجاوزگر یاد کرد. به دنبال آن کمکهای تسلیحاتی و تدارکاتی ایران به مجاهدان افغانی از سر گرفته‌شد و جمهوری اسلامی ایران تلاش کرد تا گروه‌های مختلف معارضین افغانی را با هم متحد ساخته به رویارویی با تجاوزگران وادارد. این اقدامات ایران شوروی را بر آن داشت که هرچه سریعتر از به‌خطر افتادن منافعش توسط ایران در آسیای میانه جلوگیری نماید.
روابط دیپلماتیک
در تاریخ ?? سپتامبر ????، طارق عزیز وزیر امورد خارجه عراق در سفری که به مسکو داشت توانست موافقت شوروی را برای اعطای کمک‌های تسلیحاتی به رژیم بعث عراق جلب کند. در آن زمان به دلیل ؟(در کتاب ذکر نشده)، شوروی امکان ارسال مستقیم تسلیحات نظامی را به عراق نداشت. از اینرو تصمیم گرفت این کار را با کمک چندواسطه انجام دهد. کشورهای بلغارستان، آلمان شرقی و لهستان کشورهایی بودند که تسلیحات شوروی از طریق آنها به دست عراق می‌رسید. اولین محموله از سلاحهای مدرن شوروی در زمستان همان سال به عراق تحویل داده شد.
بعد از آنکه شوروی اولین محموله از تانکهای تی-?? خود را که بالغ بر ??? عدد بود، در بصره به عراق تحویل داد؛ فوراً طی نامه‌ای به حکومت وقت ایران، اطمینان خاطر داد که در جنگ میان ایران و عراق جانب بی‌طرفی را رعایت می‌کند. شوروی از طرفی عراق را تقویت می‌کرد تا خط مقدم مبارزه با صهیونیسم اسرائیل را عهده‌دار شود و از طرفی تجهیزات نظامی ایران را تاحدودی فراهم می‌کرد که بتواند نماینده شوروی در مبارزه با امپریالیسم آمریکا باشد. از اینرو شوروی تمایل به ادامه جنگ در منطقه خاورمیانه که حوزه? نفوذ آمریکا به‌شمار می‌رفت، داشت.
بعد از انهدام راکتور اتمی اوسیراک در طی عملیات اوسیراک و عملیات اپرا، شوروی که فکر می‌کرد ممکن است اسرائیل جبهه جدیدی علیه عراق بگشاید، تمایل بیشتری برای ارسال تجهیزات نظامی به عراق از خود نشان داد.
برخی از کمک‌های نظامی
???+ موشک‌های زمین به زمین از نوع اسکاد
???? تانک تی-??
???+ تانک پیشرفته تی-??
?? فروند میگ-??
?? فروند میگ-??
?? فروند میگ-??
?? فروند میگ-??
? فروند هواپیمای سوخت رسان توپولف-??
??+ فروند سوخو-??
??+ فروند سوخو-??

همچنین در راستای کمکهای استراتژیک نظامی شوروی به عراق، تعدادی از کارشناسان موشکی شوروی در عراق حضور یافتند تا بتوانند برنامه موشکی بالستیک عراق را توسعه دهند. هیچیک از این کارشناسان عضو ارتش شوروی نبوده و از شرکتهای خصوصی طرف قرارداد با عراق به این کشور اعزام شده بودند. حضور این کارشناسان روسی تا سال ???? تداوم داشت.برنامه مشترک روسی-عراقی موشک‌های بالستیک عراق، برخلاف برنامه کره‌ای-ایرانی سپاه پاسداران با شکست روبرو شد و عراق هیچگاه نتوانست به تکنولوژی ساخت موشک‌های بالستیک دست پیدا کند. درخواست عراق از شوروی پس از شکست مذاکرات صدام حسین با کره شمالی برای تولید موشک‌های اسکاد انجام گرفت.




      
<   <<   36   37   38   39   40   >>   >




+ پرتاب موفقیت آمیز موشک سجیل 2 با فناوری پیشرفته



+ سلام. بازدید وزیر دفاع ار کاکپیت اف-16 ونزوئلا یا علی